دنیای این روزای من...

هیچ انتظاری از کسی ندارم! و این نشان دهنده ی قدرت من نیست! مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است...

دنیای این روزای من...

هیچ انتظاری از کسی ندارم! و این نشان دهنده ی قدرت من نیست! مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است...

نمیدونم از نظر شمام اینجوریه یا نه، ولی چند سالیه به جای اینکه رو یه خط راست زندگی کنم و حالا در مسیرش فراز و نشیب بیاد سر راهم، همش گرفتارم این وسطا شاید دو ساعتم شد زندگی نرمال داشته باشم.واقعا خسته ام از این همه تنش.انگار هر لحظه وسط یه جنگی هستم که فقط میخوام تا ساعت بعدی و روز بعدی و پرواز بعدی زنده بمونم و از این گرفتاری خلاص نشده یکی دیگه و گاهی هم چندتا با هم گریبانمو میگیره.پس ما کی باید رنگ آرامشو ببینیم؟ 
خودمم حواسم نبودا، یهو دیدم دختر من چند ساله عین اسب مسابقه فقط دارم میدوم.اینکه جایزه نصیب کی میشه و کی از دیدن مسابقه داره لذت میبره رو نمیدونم.اصلا هم به آسمون اشاره ای نمیکنم.ولی یکم یواش تر لطفا.
سه هفته پیش بود که شنیدم مادربزرگم تو سی سی یو بستریه و ریه هاش آب آورده حالش بده. اینجور موقعا من شبش از پرواز میرسیدم صبح زودش پا میشدم میرفتم شمال. یا فرداش برمیگشتم تهران یا غروبش. ولی انقدر حجم پروازام زیاد بود که هرجور حساب کردم دیدم ظهر میرسم اونجا، بخوام به پرواز بعدیم برسم باید بعدظهرش راه بیفتم.دریغ از یک پرواز به مسیر رشت! تا فیها خالدون تکمیل ظرفیت. خلاصه نزدیک ترین مرخصی رو گرفتم و ته مرخصیامم در اومد! هفته پیش رفتم دیدنش و هنوز یک روز نگذشته بود که داییم سر صبح سکته کرده بود و حالش بد شده بود.خلاصه اون سه روز شمال رفتن من به جز استرس و غصه چیزی نداشت.برگشتمم از خواهرزاده های عزیزم ویروس گرفتم و حالا خر بیار و باقالی بار کن.فقط شانس آوردم ۳ روز بعدیش کلاس داشتم و پرواز نرفتم تا دوباره گوشم داستان شه.بعد از کلاسها، امتحانم داشتم که با تب و لرز نشستم عین خرخونا درس خوندم، نمره قبولی ۸۵ بود،من ۸۰ شدم و افتادم :-| با اون حالم جز اینم انتظاری نمیرفت.خلاصه سریع رفتم دکترو دارو گرفتم که تا پرواز بعدیم خوب شم.دیدم نع، خوب بشو نیست.تازه با شرکت صحبت کرده بودم که اگه تا چهارشنبه حالم خوب نشد پروازمو بردارین یه پرواز کوتاه تر بدین که دوستم زنگ زد گفت ا شانگهای با همیم جرات داری کنسل کن باید بیای.بیخیال خوب میشی تا چهارشنبه.خلاصه الان که دارم این نامه رو واسه شما مینویسم، در واقع باید آیت الکرسی میخوندم که گوشام تو پرواز کر نشه و نمیرم از درد :(( ولی انقدر ترافیک شدید و وحشتناکی بود که هم گشنم شد هم حالم اصلا بده گفتم با نوشتن خودمو سرگرم کنم تا برسم فرودگاه. ماشالله هوای تهران انقدرر پاکه تا نشستم تو ماشین سرفه پشت سرفه، دیگه کبود شده بودم و اشک اشک آخر راننده گفت خانم ماسکتو در بیار نمیخواد بزنی‌.گفتم آخه تازه مریض شدم میترسم شما بگیرین.گفت منم تازه مریض شدم نزن، اون ماسک بدتره.خلاصه ماسکو دراوردم و بعد از یک ربع سرفه هام قطع شد. امیدوارم که تو پرواز منو نگیره.
پ.ن. کاش من گربم بودم.درسته گربمم آسم داره ولی حداقل الان خوابه. 
پ.ن۲: به جاش دارم جایی میرم که هواش حتی از تهرانم آلوده تره!!! هورا 
البته الان اونجا ساعت  نزدیک ۱۲ شبه و آلاینده رو کمتر نشون میده.توی روز قرمز و خطرناکه خودشونم ماسک میزنن.منم باید بزنم وگرنه همینجور سرفه میکنم تااااا جونم در بیاد.
پ.ن.۳ ببخشید که خیلی وقته بهتون سر نزدم.اگه عمری بود میام به زودی.
نظرات 5 + ارسال نظر
سمیرا پنج‌شنبه 11 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 02:01 ق.ظ

خوش اومدین

ممنونم سمیرای عزیز

رامین پنج‌شنبه 11 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 02:58 ق.ظ

چه عجب وبلاگ شما هم بروز شد


با صدای فرشید امین: گرفتااارم گرفتااارم

گیل‌پیشی پنج‌شنبه 11 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 04:38 ب.ظ http://Www.temmuz.blogsky.com

سلام عزیزدلم. خداقوت.
خسته نباشی قهرمان
روزهای سختی رو پشت‌سر گذاشتی، ایشالا روزهای آتی برات پر از آرامش باشه

سلام گیل پیشی جان‌
هنوز پشت سر نذاشتم متاسفانه‌.مرسی عزیزم

زهرا پنج‌شنبه 11 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 08:41 ب.ظ http://pichakkk.blogsky.com

دقیقا زندگی ها پر شده از گرفتاری ها و گره ها.
سفر بی خطر باشه و ایشالا که عوارض مریضی هم هر چی زودتر بگذره

ممنونم دوست عزیز.
کاش زندگی همه آسون تر بشه

لیمو چهارشنبه 17 آبان‌ماه سال 1402 ساعت 10:22 ق.ظ https://lemonn.blogsky.com

آره واقعا چرا اینطوری شده؟ انگار همش سربالاییه بعد یه ریزه سرپایینی داره که اگر رسم کنی شبیه پله های بلند میشه. شاید هم داریم پله پله تا ملاقات خدا می رویم. بلکه اون دنیا راحت شیم.

فکر کن بمیریم و ببینیم اون دنیایی هم نیست.تو قالب یکی دیگه برگردیم به همین دنیا مثلا وسط جنگ غزه باشیم یا اوکراین و روسیه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد