اگر عشق نبود
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب
را اندیشه می کردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بی گمان
پیش از اینها مرده بودیم…
اگر عشق نبود
اگر کینه نبود
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می
گذاشتند
اگر خداوند
یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد
من بی گمان
دوباره
دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا
آن گاه نمی دانم
به
راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت
اگر دروغ رنگ داشت
هر روز شاید
ده ها رنگین کمان
در دهان ما نطفه می بست
و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود
اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت
عاشقان سکوت شب را ویران می کردند
اگر به راستی خواستن توانستن بود
محال نبود وصال!
و عاشقان که همیشه
خواهانند
همیشه می توانستند تنها نباشند
عاااااااالی بود!
مخصوصا اون پاراگراف اولش!
شاد زی
thanx...thanx!!!
ممممممممممممممممممممم قفون جوجه خوشدل خودم برم...


با این سن کمت مطالب قشنگی میذاری ناناسی من
تو هم لینک شدی... در پناه حق شاد و سر بلند باشی
مرسییییییییی
خب من نظر خاصی ندارم چون از شریعتی خوشم نمیاد:دی ممنون که اومدی بلاگم و مرسی واسه وارنینگت:دی
خواهش
بازم بیای!
سلام .مطلبی که گذاشتی حرف نداره .من نمی دونم چرا اینقدر حرفهای شریعتی دلنشینه.
از اینکه بهم سر زدی ممنونم.
قابلی نداشت.
بازم بیا!
خیلی قشنگ و دلنشین بود واقعا مرسی
نوش جان!!